سلام رفقا من سه ساله ک ازدواج کردم شوهرم رو بدون پول و خونه قبولش کردم گفتم فقط اخلاق باشه کافیه از نامزدی تا اوایل ازدواج با هم خیلی دعوا میکردیم مشکل داشتیم همیشه مامانم خیلی دوران نامزدی اذیتم میکرد و میگفت باید اصرار کنی ک برات همه چی بخره
الان از اون موقع خیلی گذشته و مامانم همش اون حرفارو تکرار میکنه
امروز شوهرم یخجالمو تعمیر کرده فنش کمی ایراد داشت
بعد اومدم ب مادرم گفتم مامانم میگه یخجال ب اون گرونی چرا خراب بشه حتما خودش داره دست کاری میکنه خراب میکنه
همش هی از شوهرم میگه منو ب شک میندازه با حرفاش اذیتم میکنه چیکا کنم ب نظرتون خسته شدم از دستش