چهار پنج روز پیش بچه های خواهرشوهرم اومدن خونمون من به بدن این نگاه نکردم تا خودش یدفعه گفت زندایی پشه زدتمون رفتیم باغ توت خوردیم پشه زده همشونو زده بود مادرشوهرم خاهرشوهرم بچه هاشو اما پسرشو تو صورتشم زده بود یکی گردنش و دستاش اینا اومدن رفتن من حساس شدم به آبله مرغون تا پریشب ی دونه زو دستم دیدم خاروندمش بعذ فردا یه دونه دیگ دیدم بغل همون دستم دو تا دونه هم تو کمزم زده از کجا بفهمم این آبله مرغون