2777
2789
عنوان

تماس زوری ب مادر شوهر

45 بازدید | 5 پست

من مدتیه که با خانواده همسرم سرد شدم و فقط وقتایی ک میبینمشون سعی میکنم با روی خوش باهاشون صحبت کنم. ( سر اختلاف من و همسرم خیلی دخالت کردن و حرف زدن) 

تماسم با مادر همسرم تقریبا صفر شده . حالا همسرم ب من گله میکنه ک چرا زنگ نمیزنی 

راستش اصلا دلم باهاش صاف نمیشه و کلا سر هر موضوعی برای ما داستان درست میکنه 

اخرین بار هم چون با جاریم سر سنگین رفتار کردم ، مادرشوهرم با من حالت قهر گرفته بود

چیکار کنم بنظرتون ؟ 

مادرشوهرم خانوم ب شدت مغروری هست و هرچی بیشتر میری سمتش توقعش هم بیشتر میشه و از اون دسته ادم ها هست که میزنه تو سر ادم ها ساده و پشت سر بهشون میخنده و برعکس از ادم های هفت خط حساب میبره

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

همسرتون ناراحت نمیشن ؟ گله نمیکنن؟ 

نه.چشماش بازکردم ب اطرافیانش.اونقدرمهربون و ساده بودم ازسادگیم سواستفاده میکرد و هرچی ب ذهن پوکش می‌رسید تواختلافامون بارم میکرد.اخرسردهنش ک وا کرد بدترازخودش بازکردم.و ب همسرم محبت کردم.و دیگه حتی سلام هم نمیدم.تویه ساختمونیم واحدامون جداس

شب های هجر راگذراندیم وزنده ایم🍀 مارابه سخت جانی خوداین گمان نبود
میشه بپرسم چجوری چشمش رو باز کردید ؟  چند ساله ازدواج کردید

۸سال.مقصرتمام اختلافات همسرم و اطرافیانش بودن.من ساکت میموندم.حرفاشون بعدها ب همسرم منتقل کردم سروقتش.نه همون لحطه.خیلی صبورم.حالا حالاها ازم حرف بیرون نمیادحتی اگه خوردبشم.چنباراونقدر حرفای دلم ب مادرشوهرم بعدچنسال گفتم ک ازشرمندگیش گریه میکرد.همسرمم اکثرا درمقابل حرفای حق و برام سکوت میکنه و گوش میده.حرفت بجا و سروقت بگو.نه همون لحظه ک شنیدی و بهت برخورده.باصبروسکوت ومحبت ب همسرت خارشون کن

شب های هجر راگذراندیم وزنده ایم🍀 مارابه سخت جانی خوداین گمان نبود
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792