2777
2789
عنوان

بچمو سقط کردن

70 بازدید | 24 پست

بچه خواهر شوهرم سقط شد مادر شوهرم دلش نمی‌خواست من بچه دار بشم دوباره از یه طرفی هم دختر بود بچه دلش نمی‌خواست دارو ریختن تو لیوانم حالا میخوام لیوان‌رو ببرم پزشکی قانونی شوهرم میگه اگه مادرم بره زندان دیگه نمیزارم بچمون رو ببینی عوضیا 

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

متاسفم عزیزم، باید رفت وآمدتو قطع کنی واصلا هیچکدومشون رو نبین، از همسرت تعهد بگیر

ولاته که م پـــرم له تو...له جوانی تو...له عیشقی تو... ولاته که م ئاوەیان و ئه ویندار بمینی "ولاتی کورده واری"

اگه شوهر من بود اون لیوانو ازم میگرفت نابود میکرد بعدم راحت میگفت تهمت نزن آخرشم من میشدم ادم بده😐😟

جنگل رو به فنا بود ولی درختها هنوز به تبر رای میدادند چون تبر درختان را قانع کرده بود که او هم یکی از انهاست زیرا دسته او هم از چوب بود..
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792