بعد از چند ماه خواستم برم خونه پدریم شهرستان خیلی تنها و افسرده م ،خواهرم گفت حق نداری بیای من امتحان میانترم دارم دانشجوئه،مامانمم زنگ زد گفت نیا این اعصابش خورده درس بخونه،از مامانمم سرد شدم آخه من چکار ب اون داشتم بره اتاقش درس بخونه بچمم شش ماهشه ارومه ،یجورایی نا امید شدم از خانوادم دیگه ،مردم دوست دادن نوه شونو ببینن اینا انگار نه انگار
الان میانترم بعدش ترمه تا مرداد ،میدونن که من مرداد نمیرم،شهریورم مرخصی تمومه
بازم باید بهش حق بدید.اگه درس تا این حد واسش مهمه و تا الان تلاش کرده و رفتن شما باعث میشه تمرکزش از بین بره نباید برید.من خودم به شخصه واسه اینکه خواب خواهرم بهم نریزه هر ۶ماه یه بار میرم خونش.بیستر اون میاد خونه ما.
بزرگترین باری که کودک باید بدوش بکشد، زندگی نزیسته والدین است.