هیچ عکس العملی نشون نداد ،دعوامونم سر اینه الان دوساله میخواد مارو یه بندر یا شمال ببره ،تابستونا میگه گرمه زمستونا میگه سرده ،بقیه روزا پول نداره ،حتی زورش میاد تا پارکی همراهمون بیاد ،ماه قبل خودم ودوتا بچم یکی دوساله یکی شیش سالع با کاروان رفتیم مشهد ولی اصلا به رو خودش نیورد که یه هفته نیودین یا اذیت میشین
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
با مادرمو خواهرم رفتیم ،اون فقط میخواد نباشیم تو خونه هم یه سره میگه میخوای بری خونه بابات تا عصر با ...
چرا علتش چیه که میخواد نباشی 😐مشکوک زد که چند ساعت میره سر کار ؟همسر من ۹ صبح میره ۱۰ :۳۰شب میاد کلا نیست اونم که میاد یه شام میخوره خوابه منم دوتا بجه کوچیک دارم ۳ ساله و یک ساله همه مسئولیت بچه ها با منه همسرم چند روز پیش میگفت این فسقلی کی یک ساله شد🙄🙄🙄گفتم اره دیگه کلا نیستی که ببینی چون شب که میاد بچه هام خوابن کلا نمیبینن ولی چون می دونم داره تلاش میکنه دارم تحمل میکنم ما هم هیچ تفریحی مسافرتی نداریم
تو رو خدا واسه سلامتی مادرم دعا کنید به دعاتون نیاز داره 😘😘😘هر کسی دعا کرد خدا عزیز هاشو براش نگه داره