
تو بر کنار فراتي نداني اين معني
به راه باديه دانند قدر آب زلال
اگر مراد نصيحت کنان ما اينست
که ترک دوست بگويم تصوريست محال
به خاک پاي تو داند که تا سرم نرود
ز سر به درنرود همچنان اميد وصال
حديث عشق چه حاجت که بر زبان آري
به آب ديده خونين نبشته صورت حال
سخن دراز کشيديم و همچنان باقيست
که ذکر دوست نيارد به هيچ گونه ملال
به ناله کار ميسر نمي شود سعدي
وليک ناله بيچارگان خوشست بنال
"ُ سعدی "
" قسمتی از غزل "