من خودم مجرد بودم داداشم ۶ سالش بود، به مامانم کلی التماس کردم نبریمش، از اونور دوست مامانم پسرش رو اورد.
البته قضیه خیلی سال پیش، الان نمیدونم امکانات چجوریه.
پسر دوست مامانم، هم خودش اذیت شد، هم ما رو اذیت کرد.
مثلا تو سامرا، ساکهامون که تو اتوبوس بود، تا تفتیش بدنی بشیم و وارد حرم بشیم، طفلک بچه دستشویی کرد تو خودش، اتوبوس نبود، رفتیم براش لباس خریدیم.
کلا هم اذیت شد، هم اذیت کرد.
مامانم میگفت خوب ما بچه رو نیاوردیم.
الان داداشم هزارماشالله عاقل، هر سال خودش میره کربلا.