2789
عنوان

قهرکزدم

| مشاهده متن کامل بحث + 195 بازدید | 25 پست

من از تنهایی میترسم خستم بخدا انگار پنجاه سالمه کاش بچه نداشتم..ازطلاقم میترسم بدم میاد نمیدونم حسای بدی دارم شباخوابم‌نمیبره صبحهادوست ندارم بیدارشم ‌هرچی دنبال کارمیگزدم هیچی که هیچی 

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



[QUOTE=340969165]اره ازاون بابت مشکلی نیس ولی خب نمیاد بیرون که ..حالا رفتم گفتم شاید پشیمون بشه .کد ...

خیلی طول می‌کشه هزینه شکایتشم بالاس ولی دیگه گفتم این دوروز استراحت کنم اعصابم خیلی خرابه شنبه برم دنبالش ..بدبختی دارم ازتون طرف میخام جهیزیموببرم باید شاهد ببرم جزخانوادم منم کسی ندارم که بیان یعنی جهیزیه بردن من کسی جزخانوادم نبود براهمین نمیتونم شکایت کنم یعنی وسیله هام پذ

خیلی طول می‌کشه هزینه شکایتشم بالاس ولی دیگه گفتم این دوروز استراحت کنم اعصابم خیلی خرابه شنبه برم د ...

وا همسایه ما خودش رفته بود خونش همه چیزا رو آورده بود شاهدم کسی نبود جز خانواده خودش ،شوهرش خونه نبود ،حتی وسایل همسرشم آورده بود

[QUOTE=340969244]هروقت میرم کلانتری که میگم منوزده میگن شوهرت معتاده..بخدا موندم چکارس داداشاش موادم ...

شوهرم معتادکه نیست برای کتک زدنش میگم همه میگن معتادها چیزی میزنم من اونشب بهش گفتم کجارفتی هرشب کجامیری تانصف شب چیکارمیکنی من اصلا صدامو نبردم بالاگقت همسایه ها میشنون گفتم چی میشنون جواب منو بده بعد یه سیلی زددذگوشم منم اومدم یکی زدم اومدم باپاش زدتوشکمم رفتم تواتاق اومد سراغم موهاموکشیددستشوگذاشنم گفت خفت میکنم دیتومیدم بعد چندبارزدتوسرم که سرم یه تکون عجیبی خورد بهش گفتم دوست داشتی بادخترتم اینجوری رفتارکنن فک کن منم دخترم چرامیزنی بهش میگفتم بروبیرون میخام بخوابم نمیرفت میمود می‌گفت تقصیر خودته اصلا من توخونه تامیخام چیزی بگم دعوام میشه کثافت همش سرش توگوشیش بود نمیدونم چه غلطی میکرد

وا همسایه ما خودش رفته بود خونش همه چیزا رو آورده بود شاهدم کسی نبود جز خانواده خودش ،شوهرش خونه نبو ...

نمیشه می‌ره شکایت می‌کنه ازخونم دزدی کرده یه بار دیگه قهراومده بودم رفته بود شکایت دزدی کرده بود 

چه بیشعور هستش ،دستش بشکنه

شاید این حرف درست نباشه ولی خانمهایی که کتک می‌خورن یه جورایی عادت میکنن به این زندگی ولی من واقعا جون کتک زدناشوندارم میگم نزن میگه توجیغ میزنی میزنمت انگار عقدشوسرمن خالی می‌کنه بعد میاد میگه ببخشید تقضیرخودته ..اونروز که رفتم دم درگقت توزبون کتک حالیت میشه بیشرف فقط من به حرفش نباشم میخاد بزنه دلیل اینکه دعوامون نشده زیاد این چندوقت چون من همش ازدستش فرارمیکزد پیشش نبودم شیاتواتاق باپسرم می‌خوابیدم روزم خودموسرگرم کارخونه میکردم تامیومدم پیشش یامیگفت یه بچه دیگه بیاریادعوادرست میکرد اصلا مریض بود

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز