من 6تا دوس دارم ک دوستای دورانه دبستان و راهنمایی دبیرستانم هستن و الان سخ ساله ک مهمونی دورهمی میزاریم و ناهار همدیگرو دعوت میکنیم هر چند ماهی یکبار، یه بار عکسای دسته جمعیمونو گذاشتم پروفایل تل گرام ک خونه مادر شوهرم جاریم ازم پرسید کی هستن اینا منم گفتم ک دوستای قدیمی هستیمو مهمونی میدیم الان چه جالب ک از دبستان دوستینوالانم مهمونیمیدین، الان اون یکی جاریم ک همسایشه بهم گفت هر چند وقتی یبار پسرش ظهرها میاد خونم میگه مامانم میره مهمونی دوستاش ناهارمنم نمیبره ، این جاریم فقط نگاش رو منه من یکاری کنم تقلید کنه اه
چه ربطی داره به تقلید از شما؟! مردم مهمونی نرن یعنی!؟شاید از خیلی قبل میره
نه تا قبل از اینکه بفهمه من مهمونی میرم همیشه میگفت من یه سره خونه ام دارم بچه داری میکنم و همیشه مینالید ک خونه نشینم به خاطر بچه هام حالا بچه هاشو میزاره پیش شوهرش مهمونی میره ، اونروزم گفتم میخوام برم پیش پسرداییم دندونامو درست کنم سریع شبش برادرشوهرم زنگ زد ک از پسر داییت یه نوبت واسخ زنه منم بگیر یا لب تاب خریدم فرداش رفت خرید تبلت خریدم واسه پسرم همون روز تادید رفت خرید و خییییبببلی چیزای دیگه
خانما یکم طرز فکرتونو عوض کنید. یعنی چی حسودی؟ مگه چه افتخاریه رفت و آمد با دو سه نفر که بقیه بخوان حسودی کنن؟ مفهوم حسادت رو درست متوجه نشدید انگار. حسادت یعنی تنگ نظری، یعنی چشم نداشته باشی کسی به خوبی و خوشی برسه و سعی در تخریبش داشته باشی یا دعای بد براش کنی که خوشیش از بین بره! این یعنی حسادت!!