من پارسال با ی پسری آشنا شدم
دو هفته از آشنایموت میگذشت ک من هی حس میکردم این متاهله میگفت ن قرار اولمون شناسناممو میارمو فلان
بعد ی دروغ بزرگ گفت منم گفتم خدافظ بلاکش کردم
موند فهمیدم ک آقا نامزد دارهه اصلاا توو بیوی اینستاشم چند ماه بعد کاتمون انگشتر گذاشت با ی اسم دختر
بعد امروز صبح ی جایی رفتم ک اونم دیدم
انقدر پرو ک چشماش رو من بود همش منم اخم کردم
رومو کردم اونور
اومدم بیرون اینم پشت من اومد بیرون سوار ماشینش شد
ار کنارم رد شد همو نگاه کردیم من سریع رومو کردم اونور گوشیمم دراوردم ب رفیقم زنگ زدم
بعد دیدم ماشینشو نزدیک پارک کرد
منم گفتم برم جلو حرف زد ی فوش خوشگل بهش بدم
ولی تا نزدیک شدم رفت😐
چرا اینجوری کرد اعصابم خورده باید وایمیستاد بهش میرسیدم ی بار قشنگگ فوش بارونش میکردم دلم خنک میشد💔