سلام خانمای گل
من کلا ادمیم ک خوشبینم به همه چیز و سعی میکنم نکات مثبت و بیشتر ببینم
ولی خیلی با زیاد شدن سنم به این موضوع فکر میکنم ک مستقل نیستم و هیچ پشتوانه ای ندارم و همینطور خونه نداریم و شوهرمم کارش ازاده و بازنشستگی و بیمه نداریم در اینده و فکر کردن به این موضوع ک در پیری و زبونم لال بعد مرگ ایشون من چکار کنم خیلی ناراحتم میکنه
و اینکه من اصلا ادم ولخرجی نیستم ولی خدایی پولی برای پس انداز نمیمونه ک بفکر پیری و اینده هم باشیم و مدام فکرم سمته این میره اگه یک روز شوهرم نباشه اواره کوچه و خیابون میشم و هیچ کاری نمیتونم بکنم
کیا مسه من از این فکرا میکنن