نورصبحگاه مدیر عضویت: 1398/10/08 تعداد پست: 319 عنوان ازدواج | مشاهده متن کامل بحث + 197 بازدید | 23 پست قشنگا قبل از ازدواج عاشق شوهرتون بودین یا حستون معمولی بود؟ اولین پرتوهای نور صبحگاه وقتی می تابن که کل سیاهی شب رو دووم آورده باشی ... 1403/03/08 | 00:28 0 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
mnzr عضویت: 1400/07/25 تعداد پست: 2617 نه اینکه نباشم ولی با خودم میگم اشتباه کردم در مورد یه سری از موضوعات تکلیفم رو قبل عقد روشن نکردم ... مثلا چیا سر چی درگیرید
نورصبحگاه مدیر استارتر عضویت: 1398/10/08 تعداد پست: 319 نه اینکه نباشم ولی با خودم میگم اشتباه کردم در مورد یه سری از موضوعات تکلیفم رو قبل عقد روشن نکردم ... مثلا چی اولین پرتوهای نور صبحگاه وقتی می تابن که کل سیاهی شب رو دووم آورده باشی ...
نورصبحگاه مدیر استارتر عضویت: 1398/10/08 تعداد پست: 319 اجباری و بعد ده سال هنوزحسی ندارم 😢 اولین پرتوهای نور صبحگاه وقتی می تابن که کل سیاهی شب رو دووم آورده باشی ...
نورصبحگاه مدیر استارتر عضویت: 1398/10/08 تعداد پست: 319 حسم معمولی بود،رفته رفته بیشتر شد سخت نبود اولش؟ اولین پرتوهای نور صبحگاه وقتی می تابن که کل سیاهی شب رو دووم آورده باشی ...
کوگولی عضویت: 1398/09/10 تعداد پست: 716 بدون علاقه مگه میش ازدواج کرد ما که کردیم خخخخهمسرم گفت میخاستم از نظر سن و خانواده و اخلاق همسرمو انتخاب کنم یعنی منطقی.. اومد خونمون و همو دیدیم پسندیدیم.. با محبت و حرفای قشنگ و رفت آمد علاقمند شدیم..منم اون موقع خییلی صبور و اروم و دوست داشتنی بودم خخخخ
mari7777 عضویت: 1399/05/31 تعداد پست: 11004 مثلا چیا سر چی درگیرید مثلا موضوع مهاجرت،چون من در استانه ی رفتن بودم که عاشقش شدم و تصمیمم رو تغییر دادمیا مثلا شاغل بودن،قبل ازدواج سرکار میرفتم،بعد خر شدم نرفتم،دیگه هم نمیذاره برم
کوگولی عضویت: 1398/09/10 تعداد پست: 716 سخت نبود اولش؟ چن روز اول از اینکه عاشقش نشم خییلی میترسیدم...همش از خدا میخاستم مهرشو بندازه توی دلم...و اره کلی عاشقش شدم
مامان_امیر؟؟؟؟ عضویت: 1398/02/10 تعداد پست: 9427 سخت نبود اولش؟ نه اصلا چون عاقلانه انتخاب کرده بودم و از انتخابم تقریبا مطمئن بودم،خداروشکر الان بعد ۱۲ سال عشقمون همیشه در حال رشده