با خواهر شوهرم سر یه قضیه ای بحثمون شد تا چند روز ندیدمش تا این که دیشب خونه مادرشوهرم. همو دیدیم سلامش کردم جواب نداد دیگه اصلا باهم حرف نزدیم میخواستم از آنجا برم پدرشوهرم نزاشت به نظرتون چکارکنم
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
تو هم به شوهرت بگو منم ديگه احترام خواهرت رو نميگيرم
اين كه ناراحتي نداره
پناه
میبرم به خدا
از عـیبی که «امروز» در خود می بینم،
و «دیروز»؛
دیگران را به خاطر هـمان عیـب؛ ملامت کرده ام ...
محتاط باشیم؛ در «سرزنش»؛
و «قضاوت کردن دیگران».
وقتی؛
نه از «دیروز او» خبر داریم؛
نه از «فردای خودمان» ...
💕
منم یبار سر یه قضیه ایی با برادر شوهر بزرگم بحث شدیدی کردیم دیگه محلش ندادم خودش اینقدر اذیت شد بیا و ببین اخر خودش و زد ب اون راه و پیش قدم شد واسه آشتی.ولی ازش متنفرم😖😖😖
تو ب شوهرت نزدیک شو بیشتر و بیشتر از مادر و خاهرشوهرت جلوشون هیچی نگو چون سردی بیشتر میشه بریز تو خودت و صبور باش منم با مادرشوهرم بحثم شده وحشتناک ۲۰روزه خونش نرفتم ی ما دیگم عروسیمه ولی برام مهم نیس تو زندگی مهم شوهرته ک رگ خابشو پیدا کن و بکشش سمت خودت