2789
عنوان

جدایی

102 بازدید | 12 پست

حس و حال عجیبی دارم 

تو عقد دارم جدا میشم انقدر بی معرفت بود که یبار نیومد سراغم 

حالم خیلی نوسانیه یه ساعت خوبم و برام مهم نیست یه ساعت بعد انگار از زندگی سیرم همش به خاطر ایندمه 

حس میکنم هیچوقت نتونم زندگی مشترکو تجربه کنم

میشه اگه کسی تو شرایط من بوده یکم کمکم کنه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

شما چقدر طول کشید فراموش کنید؟ چند وقت عقد بودین؟ چند سالتون بود؟ ازدواج کردین مجدد؟ ببخشید سوال ...

جواب سوال اولت😄حکم طلاق که اجرا شد  قاضی نامه داد رفتم شناسنامم عوض شد  همونموقع برام تموم شد فراموشش کردم

ولی تا مدت ها میگفتم چرا باید توسرنوشتم این میومد و یا تجربه طلاق فلان  بعد دژگه با خودم کنار اومدم که خب اتفاقی بود که تو مسیر زندگیم باید پیش میومد 

جواب سوال اولت😄حکم طلاق که اجرا شد  قاضی نامه داد رفتم شناسنامم عوض شد  همونموقع برام تمو ...

منم الان تو همین اوضاعم مدام میگم اخه چرا من 

بعد یادم میوفته میگم خداروشکر حداقل هنوز باکرم

بعد باز میگم وای شاید درست شه همخ چی 

اصلا با خودم تو جنگ اعصابم

نزدیک سه ماهه باکاراش ازارم داد ده ماهم عقد بودم

ببخشید یه سوال دیگه 

خواستگار داشتید جز همسرتون؟ مجرد بودن اونا؟ مشکلی نداشتن با اینکه شما جدا شدین اصلا چجوری بهشون گفتید؟

من تازه ۲۴ ساله شدم به نظرتون منم شانس ازدواج مجددو دارم؟ خودمم معلمم از لحاظ اجتماعیم خونوادم خوبه جایگاهشون


توروخدا ببخشید فضولی میکنم ولی این فکرا مثل خوره مغزمو میخوره

منم الان تو همین اوضاعم مدام میگم اخه چرا من  بعد یادم میوفته میگم خداروشکر حداقل هنوز باکرم ...

بله عزیزم خواستگارای دیگه هم  داشتم وهمون اول هم میگفتم  تونامزدی جداشدم  مجرد هم بودند

تا همسرم که از همه نظر برای من اکی بود الویت شد انتخابش کردم  همسرمو مادرش چندتا از برادر خواهراش میدونن اما دوتاشون نه منظور جاریام مادر شوهرم دوست نداشت بفهمن که یوقت من اذیت بشم از حرفشون آزرده بشم  


منم الان تو همین اوضاعم مدام میگم اخه چرا من  بعد یادم میوفته میگم خداروشکر حداقل هنوز باکرم ...

منم موقعیت خانوادگبم خوب بود انقدر توکوچمون فذد خواستگار با گل میومد یه همسایمون حسودی میکردند 

میگفت رد میکنی بفرس واسه ما 

من خندم گرفت برام مسخره بود حسادتشونو فهمیدم وقتی همسر م برادراش برای تحقیق در اونارو زدن ازمون بد گلتند وگفتند دختره با نامزدش مشکل داشته همش دعوا داشتند واسه همین طلاق گرفتند 🤣 درصورتی که اصلا همچین چژزی نبوده با صلح ارامش من جدا شدم

بله عزیزم خواستگارای دیگه هم  داشتم وهمون اول هم میگفتم  تونامزدی جداشدم  مجرد هم بود ...

انشااالله همیشه خوشبخت و عاقبت بخیر باشید🌷🌷

برای منم خیلی دعا کنید

منم مثل خیلی از دخترا ذوق زندگی مشترکمو داشتم ولی نزاشتن که بشه کاش بتونم تجربش کنم

خیلی امیدوارم کردین ممنونم واقعا

میدونم اگه الان جدا نمیشدم چند سال دیگه با یه بچه باید این راهو میرفتم خداروشکر زود فهمیدم توکلم به خداست کمکم کنه این روزا بگذره


منم موقعیت خانوادگبم خوب بود انقدر توکوچمون فذد خواستگار با گل میومد یه همسایمون حسودی میکردند  ...

وای چقدر بدن که این حرفارو میزنن در مورد یه دختر اونم دروغکی و از خودشون

من تو مجردی خواستگار زیاد داشتم این عتیقه رو خیر سرم گلچین کردم الان میگم کاش حداقل بعد طلاق نصف اون خواستگارارو داشته باشم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

سرم اودینری

nakllbf | 10 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز