صرفا برای درد و دل
امروز رفتم مدرسه دخترم برا ثبت نام کلاس اول ، شوهرم نبود پیاده رفتم ،بیست دقیقه راه بود ،هوا هم گرم
بعد به مسئول ثبت نام گفتم چه مدارکی بیارم، گفت مال همین محدوده این ،گفتم آره، گفت سند به اسمتونه ،گفتم نه خونه پدرشوهرمه ، گفت باید یه قولنامه بنویسین و مسجد محل امضاش کنه ، گفتم باشه ،دیگه چه مدارکی میخواد
لیست رو بدین من یه عکس بگیرم ، گفت نه اول قولنامه رو باید بیاری ،گفتم باشه مشکلی نیست ، فقط لیست رو بگین من بدونم چند تا عکس میخواد امروز میخوام برم عکس بگیرم باید مقنعه داشته باشه چه جوری باشه
بگین که من همه مدارک رو جمع کنم با هم بیارم ، قبول نکرد و رو حرف خودش بود ، گفتم اولین جائیه اینجوری دیدم ،گفت خب برو یه مدرسه دیگه ،گفتم برا چی برم یه جای دیگه خونه ما اینجاست ، بحث بالا گرفت و منو فرستادن پیش رئیس ،اونم گفت ببخشیدش،خسته بوده ، لیست رو به من داد
گفتم منم خسته بود تو این گرما این همه پیاده اومدم، اون مسئول رو به هیچ عنوان نمی بخشم ،حسابی دلم رو شکست ،آخه من حرف بدی بهش نزدم ،بی احترامی نکردم ،مدیر هم ازش طرفداری کرد
اینا به کنار زنگ زدم به شوهرم گفتم ،اینجوری شده ، گفتم ممکنه برا دخترم بد بشه دفه بعدی تو باید بری تو مدرسه ،
انتظار دلداری داشتم ،ولی اونم باهام دعوا کرد ،که چرا اینکا رو کردی ،نمی بایست باهاش بحث کنی ،
در حالیکه من فقط از حق خودم دفاع کردم هیچی دیگه الان همش اشک تو چشمامه