سلام ایلدا جان ببخش با تاخیر جواب میدم پیامت را بین پیامهام گم کرده بودم. دستت چی شده خواهری؟ الان خوبی بهتری؟
من هم مثل شما هستم اگه دور و برم شلوغ باشه آشفته حال میشم حتما باید تمیز بشه تا آروم و قرار بگیرم. دیروز اومدم خونه همه جا بهم ریخته بود بدجوری اعصابم ریخت بهم . میخواستم بخوابم ولی نشد پا شدم افتادم به جون خونه.
میفهمم چی میگی منم یک مدتیه همسرم یک رفتاری را انجام میده که روی مخم راه میره دیشب باهاش دعوا کردم گفتم کم کم داری از چشمم میفتیا حواست هست. یعنی دقیقا توی بدترین موقع ممکن که من درگیر مادرم هستم اعصابم داغونترین حال ممکنه باید باهاش سر بیخودی ترین مسآله دنیا دعوا کنم. کلا انگار ذاتشون با لجبازی آفریده شده!!!
ولی یک موضوعی هم متوجه شدم اینکه من این رفتار همسرم چندین ساله میبینم و تذکر میدادم ولی الان چون خودم ضعف اعصاب دارم نمیتونم تحملش کنم حس میکنم داره حالم ازش بد میشه. از طرفی فکر کردم من الان بیست روزه خونه نیستم روزی دو سه ساعت فقط میام یک دوش میگیرم باز میرم خونه مادرم همینکه هیچی نمیگه و همراهه یک صفت خوبه براش اگه غر میزد که دیگه هیچی. جمع میکنم میرم خونه مادرم یک دو سه روزی نبینمش بلکه دلم براش تنگ شد 😑😐🙄 به بهانه قهر نمیرمااا به بهانه پرستاری میرم البته.
این حسها طبیعیه فقط نزار طولانی بشه.