حالا من تقریبا نزدیک یک ساله با آقا پسری در ارتباطم که از اون اول گفت قصدش ازدواجه ..
خانوادش به خانوادم میخورن
و خود پسره ۲۷ سالشه لیسانس داره و سربازی رفته
تو تهران مشغول به کاره و شغلش آزاد
خونه هم تو ظفر اجاره کرده هرچند فکر کنم ۶۰-۷۰ متر باشه
از نظر اخلاقی واقعا پسر خوب و سالمیه و اهل کار تلاش
برا همین اصلا رفته تهران
چون ما شهرستانیم و اینجا کار نیست
من و این آقا هم از طریق ی واسطه آشنا شدیم
خلاصه میدونم که بددل نیست اصلا خسیس نیست
کتاب میخونه آشپزی میکنه مهربونه رفیق باز نیست اهل سیگار و مش.روب نیست ...
از نظر اخلاقی قبولش دارم ظاهرشم خدایی هرکس دیدش گفته پسر قشنگ و خوشتیپیه ...
تنها مشکلی که میمونه بحث اقتصادیه 🥲
هنوز ماشین نخریده ولی گفت تو صبر کن برام من ماشین میخرم تا آخر سال میام خواستگاری
از طرفی اگه ازدواجم کنم باهاش باید خودمم برم سرکار که از پس مخارج تو تهران اونم اون منطقه بر بیایم
خواستگارم که اصلا ندارم
الان اصلا نمیدونم باید چکار کنم
پسش بزنم
منتظرش بمونم ماشین بخره و بیاد و ازدواج کنیم و با سختی زندگیمو شروع کنم
یا خونه بابام بمونم و دیگه اجازه نشینی و قسط و اینام نکشم ...
از طرفی از تنهایی و مجردی میترسم و بحث نیاز جن.سی
از طرفی این پسر رو دوسش دارم
از طرفی از ازدواج و مسیولیت ترس دارم
همش میگم چطور قرارع باهاش روبه رو بشم ؟
منی که خونه بابام زندگی به نسبت مرفهی داشتم
میتونم کنار بیام ؟
کنارم نیام باید منتظر ی پسر پولدار باشم
فقط هم که پول مهم نیست اخلاق ظاهر خانواده شخصیت