تو تاپیک قبلی گفتم ک با پسر فامیل تو رابطم نشون همیم ولی فرصت خواستگاری پیش نیومده یعنی هربار ک حرفشو میزنن یکی از اقوام نزدیک فوت میکنه منتظر میمونن تا چهلم تموم شه باز چهلم تموم نشده یکی میمیره تو این ۹ماه از رابطع ...
یه روز واسه سرگرمی ف.ا.ل گرفتم اعتقادم ندارم خانومه بدون اینکه فامیلیمو بگم فامیلمو گفت و گفت تو قبرستون واسم جادو بستن این موضوع رو پشت گوش انداختم ولی واسه خالم و شوهرش ک برادر پارتنرمم هست تعریف کردم زنگ زدن ب یه آقایی سرکتاب باز کرد اونم گفت جادو بستن تو قبرستون ک برادر پارتنرم گفت میخواد منو ببره جایی ک باطل کنن چون آقاهه گفت باطل میتونه کنه ولی من نمیخوام اعتقاد داشته باشم چیکار کنم؟