؛ «لِکَیْلا تَاْسَوْا عَلى ما فاتَکُمْ وَ لاتَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ».
این دو جمله کوتاه، در حقیقت، یکى از مسایل پیچیده فلسفه آفرینش را حل مى کند، چرا که انسان، همیشه در جهان هستى با مشکلات و گرفتاری ها و حوادث ناگوارى روبرو است، و غالباً از خود سوال مى کند: با این که خداوند، مهربان، کریم و رحیم است این حوادث دردناک براى چیست؟!
قرآن مى گوید: «هدف این بوده که شما، دلبسته و اسیر زرق و برق این جهان نباشید».
منظور این بوده که، موقعیت این گذرگاه و پلى که نامش دنیا است، و همچنین موقعیت خودتان را در این جهان، گم نکنید، دلباخته و دلداده آن نشوید، و آن را جاودانه نپندارید، که این دلبستگى فوق العاده، بزرگترین دشمن سعادت شما است، شما را از یاد خدا غافل مى کند، و از مسیر تکامل باز مى دارد.
این مصایب، زنگ بیدارباشى است براى غافلان، و شلاقى است، بر ارواح خفته، و رمزى است از ناپایدارى جهان، و اشاره اى است به کوتاه بودن عمر این زندگى.
حقیقت، این است که مظاهر فریبنده این «دار الغرور» زود انسان را به خود جذب و سرگرم، و از یاد حق غافل مى کند، ناگهان بیدار مى شود و می بیند، کاروان رفته و او در خواب، و بیابان در پیش.
این حوادث که همیشه در زندگى بوده، و همیشه خواهد بود، و حتى پیشرفت هاى عظیم علم هم نتوانسته، و نخواهد توانست جلو حوادث دردناکى، همچون زلزله ها، طوفانها، سیلها و بیماریها و امثال آن را بگیرد، درسى است از «بى مهرى زمانه رسوا» و به انسان فریاد مى زند:
«این دشت خوابگاه شهیدان است، فرصت شمار وقت تماشا را»!
این بدان معنى نیست که انسان به مواهب الهى در این جهان پشت پا بزند، و یا از آنها بهره نگیرد، مهم این است که اسیر آن نگردد، و آن را هدف و بهرهاصلى خود نشمرد.
افراد با ایمان، با توجه به اصلفوق، هنگامى که به نعمتى از سوى خدامى رسند، خود را امانتدار او مى دانند، نه از رفتن آن غمگین مى شوند، نه از داشتن آن مست و مغرور، در حقیقت آنها خود را همچون مسیولان بیت المال مى دانند که یک روز اموال زیادى را دریافت، و روز دیگر هزاران هزار، پرداخت مى کنند، نه از دریافتش ذوق زده مى شوند، و نه از پرداختش غمگین.
و چه تعبیر جالبى دارد امیر مومنان على(علیه السلام) درباره همین آیه، آنجا که مى گوید: «الزُّهْدُ کُلُّهُ بَیْنَ کَلِمَتَیْنِ مِنَ الْقُرْآنِ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِکَیْلا تَاْسَوْا عَلى ما فاتَکُمْ وَ لاتَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ مَنْ لَمْ یَاْسَ عَلَى الْمَاضِی، وَ لَمْ یَفْرَحْ بِالآتِی فَقَدْ اَخَذَ الزُّهْدَ بِطَرَفَیْهِ»؛ (تمام زهد در میان دو جمله از قرآناست، آنجا که خداوند سبحان مى فرماید:...به خاطر آنچه از دست داده اید، غمگین نشوید، و به آنچه خدابه شما داده دلبسته و مغرور نباشید)، بنابراین، هر کس بر گذشته تاسف نخورد و به آنچه در دست دارد دلبسته نباشد، زهد را از هر دو طرف در اختیار گرفته). (1)
نکته دیگر این که، توجه به این اصلکه: ناکامی ها با زندگى انسان از آغاز عجین بوده، و طبق سنتحکیمانه اى مقدر شده است، و دنیا پیوسته فراز و نشیب دارد ، انسان را براى تحمل شداید، شجاع و در برابر حوادث سخت، صبور و مقاوم مى سازد، به او آرامش خاطر مى دهد، و از بیتابى ها و جزع مانع مى گردد.
ولى، باید تاکید کنیم که این تنها در مورد مصایب غیر قابل اجتناب است، و گرنه، مصیبت ها و ناکامی هایى که تنها معلول گناهان و سهل انگارى خود انسان است، از این بحث خارج مى باشد و راه مقابله با آنها موضعگیرى صحیح، در برنامه هاى زندگى است. (2)