قبلش بگم که بهم نگید چقدر اهل حساب کتابی . خود دامادم همین قدر اهل حساب کتاب هست.
بچه ها من و همسرم با هم میرفتیم برای خرید جهیزیه
اون به جز مبل و لوستر و تلویزیون و فرش. حدود 60 میلیون از جهیزیه رو داد که قراره من به حسابش بریزم
البته هدیه های عقدی که فامیلش اوردن رو بهشون دادیم حدود 100 میشد. 2 برابر فامیل ما دادن
قرار شد به جای عروسی بریم عمره. عمره میشه 120 تومن که پول سالن هم همین بود
میخواستم بگم تو که عروسی نگرفتی هر موقع خواستیم بریم عمره من پول بلیط فیش خودم که میشه 60 تومن رو میدم. از طرفی می بینم چه کاریه بذارم تو جیبم. عمره هم نریم.
ولی اینجوری خیلی خوش به حال خانوادش میشه چون قرار بود پول عمره رو اونا بدن. حالا من 60 تومن رو اون موقع بدم باباش 60 تومن میده. در صورتیکه دوبرابر باید خرج عروسی میداد. ندم هم همون 60 تومن رو میذاره جیبش.
بهم نگید چقدر اهل حساب کتابی . خود دامادم همین قدر اهل حساب کتاب هست. لعنتیا نمیگن پس فردا من به خاطر بچه که نرم سر کار ضرر اون رو چجوری می خواد جبران کنه. اونوقت الان انقدر حساب کشی میکنه. من که راضی نیستم حتی جهاز خریدم چون بعدا این زنه که همه موقعیت های شغلیش رو به خاطر بچه از دست میده. پس مرد وضیفه داره همه چی رو فراهم کنه تازه بازم به پای این فداکاری زن نمیرسه