من به مادر شوهرم گفتم برام غذا درست کنه خورشت قیمه چون سرکار می رفتم وقت ناهار نداشتم از اون جایی که گوشت گرون بود خودم گوشت خریدم شوهرم برد بعد یه روز اتفاقی گوشی همسرمون داشتم دنبال چیزی میگشتم اسمس مادرش ودیدم که نوشته سلام لطفا داری گوشت میاری سیب زمینی و روغن و۱لیوان لپه هم بیار .من واقعا جا خوردم میگیریم شما لپه تموم کردی سیب زمینی نداری یعنی روغن هم نداری حالا پدر شوهرم ده ده تا میخره میزاره تو کابینت واقعا ناراحت شدم مگه داری خورشت عاشورا میپزی برای پسرت بود دیگه واقعا نمیدونم چی بگم
ولی خوب بودن خیلی راحت تر از خوب نبودنه💪🏻لطفا با من درددل نکنید من خودم به زور شیره سرپام😉😉😉سبز میپوشی، کویر لوت جنگل میشود،عاقبت جغرافیا را هم تو عاشق میکنی❤️در دنیای دیگر حتی اگر گلوله بودی در لوله تفنگ،به سمتم بیا💞
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چی میگی واس:خودت من یه بار ازش خواستم که اونم توبه کردم
اخلاق قشنگتا دیده حتما زورش اومده بپزه
ولی خوب بودن خیلی راحت تر از خوب نبودنه💪🏻لطفا با من درددل نکنید من خودم به زور شیره سرپام😉😉😉سبز میپوشی، کویر لوت جنگل میشود،عاقبت جغرافیا را هم تو عاشق میکنی❤️در دنیای دیگر حتی اگر گلوله بودی در لوله تفنگ،به سمتم بیا💞