جاریم ۳۸ سالشه و ۳۵ سالگی عروسشون شد. کارمند دولته
من ۲۳ سالمه و هرچی میشه مادر شوهرم میگه فلانی شاغله شرایطش خاصه. خیلی دلم میشکنه احساس میکنم ادم بی ارزشی ام. انقدری که به اون احترام میذارن به من نمیذارن. چیکار کنم
پدر شوهر منم ب هر کس ک پسر دم بخت داره میگه فقط زن کارمند بگیر ک باهم پیشرفت کنید ...فقط دلم میخواد دو تا دخترش شاغل نشن ...بگم پس با این طرز فکر کسی نباید بگیردشون
من مجردی کار میکردم و خونه خریدم اما دیگه توان کار کردن ندارم
پس بگو من چشم و دلم سیره از کار مامان جان و هرچی میخواستم بقدر کفایت از شاعل بودن بدست اوردم الان دیگه برام هیچ انگیزه ای نداره باخاتمهای شاعل هم هیچ رقابتی ندارم
تفنگ نقره کوبم را فروختم برای یار قبای ترمه دوختم قبای ترمه ام را پس فرستاد تفنگ نقره کوبم، داد و بیداد😭😭😭😭
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
یکم با خودت خلوت کن ببین اول خودت در مقابلش خلا حس میکنی یا نه؟ کاری به هیچ کس نداشته باش و فکر کن. واقعی درستش کنی نتیجشو می بینی . در نهایت هم ببخشید مادر شوعر و ... برای تو نباید مهم باشن ببین شوهرت چه رفتاری با تو داره اون مهمه ، بفیش کشکه
درستش کن ۹۰ درصد راهو رفتی . اگه نشد یه سپر بردار یه لباسو کفش آهنی با عزم جدی شروع کن به یادگیری مهارت و به هیچ کس هم نگو اگه کسی فهمید بگو علاقه دارم و کم کم توش استاد شو. صبر و حوصله مهمه🌷