یه کتاب خوندم آنسوی مرگ یه بخشیش درمورد همینه
میگفت قبل از این دنیا بوده هممون گروه گروه توش بودیم اسم های خاصی داشتیم و آموزش میدیدیم اونایی که تو یک گروهن روحیشون باهم میخوره
با اونایی که تو گروه صمیمیه خانواده تشکیل میدی مثلا اینجا میشه مامانت ،بابات،شوهرت،بچه ات و...
اون بنده خدا که داستانش تو کتاب بود از خانومش طلاق گرفته بود بعد میگفت خانوم سابقشو تو گروه خودش ندیده میگفت شاید برا همین طلاق گرفته چون روحیاتشون به هم نمیخورده