با خودم فک میکنم هر سال که بگذره من شب تولد پسرم یاد اون شب کوفتی میفتم یک سال پیش دقیقا همین ساعت کیسه ابم پاره شد و رفتم بیمارستان خصوصی قبولم نکردن ماما بیمارستان خصوصی گفت سر بچه ات خیلی بالاس خلاصه رفتم دولتی و نگم تا فردا شب همین موقع با کیسه اب پاره منو نگه داشتن بدون ذره ای پیشرفت دهانه رحم حتی یک سانت هم دو سانت نشد اما اصرار به زایمان طبیعی داشتن و نگم از معاینه های تحریکی مزخرفشون و شبی که تا صبح تنها بودم و یه لیوان اب هم بهت نمیدادن و اجازه خروج از اتاق رو هم نداری امشب همون شب و یاد اون شب که میفتم موهای تنم سیخ میشه دیگ دلم نمیخواد مث اون شب رو تجربه کنم اخرم ضربان قلب بچماومد پایین و بعد ۲۴ساعت بردن سزارین وگرنه هنوز اصرار به طبیعی داشتن