سن باالاست 25 سالمه ، من چون قصد ازدواج ندارم واسه همیشه ، من نیازم رو با جنس مخالف ، تو این نی نی سایت برطرف میکنم ، منظورم گفتگو هست نه چیز دیگه! هر کس ازدواج کرد طلاق گرفت ، هر کس هم بچه دار شد گرفتار شد
همین سن انقد سن حساسیه...هی دلت میخواد یکی بهت توجه کنه بهت پیام بده دوستت داشته باشه،باهاش وقت بگذر ...
عزیز دلم خودم ردش کردم و کامل درک میکنم واسه همین میگم حواست رو جمع کن من بد ضربه ای خوردما بد. ببین تنها بمونی و بر ی سر کار و باشگاه و اینجور چیزا شرف داره با آدم نا اهلش بری تو رابطه و کات بشه و .... تو خونه خودتون هر حرفی بشنوی شرف داره تا از یه غریبه. خلاصه از منی که تجربه کردم بشنو خودتو مشغول کن وایسا به وقتش آدم درست میاد تو زندگیت اصلا شاید قسمت شد کلا تشکیل زندگی دادی زود وا نده خواهر قشنگم
بخدا منم همینم تو فکر درسمم ایندهم حتی دوست دارم کار کنم اما بابام اجازه نمیده ولی خیلی احتیاج دا ...
این نیاز رو همه دارن ، یکی باشه بهت زنگ بزنه ، هر روز حالتو بپرسه ، با هم بیرون برید ، پارک ، سینما ، کافه ، ولی خوب نیست که ، من خودم همیشه دوست داشتم دست یه دختر رو بگیرم ، باهاش درد دل کنم ، ولی اون دختری که به دل من بشینه پیدا نشد یا اگرم شد خیلی ناز داشت من حوصلشو نداشتم ، نمیدونم آخرش چی میشه آخرش فکر میکنم میدونم چی میشه ، تو تنهایی باید بمیرم
این نیاز رو همه دارن ، یکی باشه بهت زنگ بزنه ، هر روز حالتو بپرسه ، با هم بیرون برید ، پارک ، سینما ...
خب مث اینکه ما ادم درست زندگیمونو نمیتونیم پیدا کنیم.
دقیقا منم مثل تو پارسال برا اولین بار رفتم تو رابطه طرف باهام درستو حسابی حرف نمیزد نمیخواست منو بشناسه و نکرد یبار حالمو خوب کنه، منو میبرد یجا خلوت کنار دریا مثلا هیچی برام نمیگرفت تو ماشین میشستیم فقط هم میخواست یجوری بهم دست بزنه...ولی باز ادم نشدم میگم شاید ایندفعه امتحان کنم ی خوبش ب پستم بخوره🥲من گناهی نکردم ک فقط یکیو میخواستم ک واقعی منو بخاد نمدونم چرا اولین تجربم با اون ادم بود