خیلی جلوی خودم رو گرفتم گریه نکنم.
من تو کلینیک دندونپزشکی کار میکنم، یه مریض اومده بود دندونش رو جراحی کنه، مریضه دیابت کنترل شده داشت، بعد یه اقای دکتر داریم جراح دهانه، گفته بود اینو جراحی نمیکنم، کلا همیشه مریضا رو سر میدونه، یه خانم دکتر داریم دندونپزشک عمومیه قبول کرده بود جراحی کنه بعد اخر کار اقای دکتر اومد بالا سرش شروع کرد داد زدن که تو فاز جراح بودن برداشتی، تو دکتر نیستی کار تو کامپوزیت چسبوندنه و... .
خیلی شرایط بدی بود. من گریهم گرفت سعی کردم جلوی بقیه گریه نکنم.