که واسه بچه ی ،خواهر و برادر چیزی بخره
دوستم بعد ی مدت رفته خونشون واسه بچه داداشش کلی اسباب بازی گرفته، بعد زنگ زده بیایید خونمون [خونه پدر و مادرشه مجرده ]،گفتن ما خونه نیستیم و تا وقتی اون برنگشته نیومدن سر بزنن
انگار میخواست بچشون رو بخوره
بهش گفتم ،تازه راحت شدی ، دیگه هیچوقت هیچی واسشون نخر ،چون لیاقت ندارن
عقده ای ها