اره خیلیا رو دیدم
یکی رو دیدم حتی بچگی هاش مامان باباش ولش کردن یه زن مستخدمی پیداش میکنه تو یه روستا بزرگش میکنه هیچی نداشتن یعنی بدبختا
تو یه اتاق کوچیکی درس میخوند
هیچی بزرگ شد
بزرگی قبول شد
زن گرفت
ورداشت رفت
مامان باباش اومدن بهشون گفت گمشید این مامان منه
شما ولم کردید و این زن میرفت جون میکند واسم و شبا خودش هیچی نمیخورد تا من بخورم که میرم مدرسه جون داشته باشم و این چیزا
ورداشت رفت از ایران مامانشم برد