همه رو قضاوت میکنه میگه فلانی دختر خرابیه فلانی آدم نیست منم ک بهش میگم نگو خوب نیست ب تو چه ب من چه میگه تو هم مثل همانایی یا مثل اونا میشی دیگه عادت کردیم حتی دیگه ب شوخی میگیم مامان نگاه کن ببین این جهنمی یا بهشتی
بعدش میگه تو گناه کاری تو خرابی فلان فلان خستم کرده هر روز هم ب من تهمت میزنه من اگه واقعا آد ...
عزیزم شما مگه بخاطر کسی خوبید که حالا بخواین بخاطر اون بدشید!شمابخاطر شخصیت خودتون و آرامش وجدانتون بایدخوب باشید،مادرتونم اگرآدم معتقدیه میتونیدکلیپای که در مورد گناه این قضیه صحبت میکنن بهشون نشون بدید،انشالله که میذاره کنارکارشو
یکبار جدی بهش بگو اگه جلو من در مورد کسی حرف بزنی گوش نمیدم پس خودتو خسته نکن هر وقت شروع کرد برو تو اتاقت و درو ببند یا از خونه بزن بیرون چند بار تکرار کنی رفتارشو تکرار نمیکنه اصلا بهش فرصت گفتن نده حتی اگه تو جمع بودی همین کارو کن مادر من جرآت نداره جلوم غیبت کنه یا بد کسی رو بگه چون فورا میشینم با تاریخ همه بدی های خودش و پسر جونشو خاندانش میگم اونم اعصابش نمیکشه فقط میشینه از خوبیهای مردم برام میگه