2777
2789
عنوان

شعر

48 بازدید | 0 پست

دورافتاده‌ ازهرچه  هست ونیست وروزگاربرکام خودبرد

بخت برگشته تراز آن آهوی مشکینی که صیادبرد

روزها درچنگ ترس ولرزآبرویی که باخودبادبرد

قبطه خوردیم وگریستیم و نخوردیم آب تا خواب برد

درایام طفولیت کی توان مهربرلب نهاد

درآن روزگارنامروت کی توان آهی نهاد

کودکی را درکهنسالی یافتیم اما چه سود

آنهمه حسرت براین داغ گران توان نتوان خورد

تعداد رای : 1
نظرسنجی
خوب
0
0%
خیلی خوب
0
0%
عالی
0
0%
بسیارعالی
1
100%
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز