2777
2789
عنوان

عذاب وجدان

138 بازدید | 6 پست

اون موقع ها که ۷سال سن داشتم به بابامو خیلی اذیت میکردم مامان بزرگم فوت کرده بود تو حسینیه داشتن چایی میریختن به بابام گفتم بدو به من بده چایی رو ببرم من خوبم پول بهم بده پیش همه خجالت کشید بعد شب که اومدیم خونه برام شکلات خریده بود خیلی ناراحت شدم چیکار کنم فراموش کنم هرچی بهم بگیر حق دارین😭😭😭😭😭😭😭😭😭

1399/12/12 بهترین سال و روز و تا 1400/9/16 از آن روز دیگر هیچ چیز مثل قبل نشد...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بله خداروشکر

 منمیه بار بابامو سرش داد کشیدم و از شونش هلش دادم  (داشتیم خانوادگی دعوا میکردیم) من و خواهرام طرف مامانم بودیم خیلی دلم سوخت براش البته دعوا تقصیر خودش بود

خوشا به حال آنان که در ایران عاشق نشدند پدر نشدند مادر نشدند

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز