بخدا ...دیدی سینه مردها کوچولوعه ک ..قشنگ زیر سینه سمت چپش یه دونه دیگه داشت لباسشو زد بالا دیدم.من ...
من جات بودم کلک و پرم میریخت🤣🥲
همه میگن یاعلی و عشق رو آغاز میکنن من میگم یا ابولفضل و میرم سراغ مشکل بعدی من همونیم که بخاطر گفتن ناموسا و داش به نی نی یار تعلیق شد😑 اینجا ایرانه هیچ چیز منطقی نیست دوست من
به یکی هی بگی من وظیفه نیست فلان کار کنم بد حرف بزنیبا پرخاش حرف بزنی ولی طرف ولکن نباشه به این جور آدمها چی میگن ؟بعد هم میتونه ار کسای دیگه این در خواست کنه ولی تو من چی دیده که منو ول نمی کنه
^===خوشبختی چون سرابی دور دست ..و دل دریغ؛از نوری در این سیاهی ....این بغض سنگین -__- این خستگی مفرط ---این حس تهی ؛؛ همه و همه ؛ داستانی ست که هرگز به پایان نمیرسد ===^
ولی چیز عجیبی که برا خودم اتفاق افتاد راجع بهش تاپیک ام زدم خلاصش میگم دخترم که تو دوسالگی نصف شب نمیدونم چی دید که گریه شدید میکرد میگفت دوتا مامان هس تو خونه تو برو اون بیاد
یه صلوات برا امام زمانم میفرستی؟ گذرم تا به در خانه ات افتاد حسین،خانه آباد شدم من اُوون آباد حسین