ظهر منو برد بیرون و به سلیقه خودش برام لباس خرید اومدیم خونه گفت بدو حاضر شو چند ساعت دیگه خواستگار برات میاد تا اومدم دهنمو باز کنم گفت کلمه ای حرف نمیزنی میان ببیننت و منم باهاشون اشنا شم تو کاری لازم نیست انجام بدی
بچه ها من شوهر سابقم خیلی دوستم داره تازه طلاق گرفتیم همه کار میکنه برگردیم به رابطمون
اگه بفهمه خون و خون کشی میشه جنگ میشه باز
من دیگه نمیخوام ازدواج کنم با اونم زوری ازدواج کردم زنگ بزنم بهش؟
خواستگار نیم ساعت دیگه میاد کی زنگ بزنم؟ دیوونه نشه😭