همسر من سالها پیش از دیدن من
من رو تو خواب دیده بودند
اسممو تو خواب میدونستند
بیدار میشدند یادشون میرفته
شعر میگفتند و بارها توی شعرهای اون زمانشون هست
دختری که اسمش در خواب هایم تکرار میشود
یا مثلا چشمانی سیاه که در خواب نگاهم میکنند
یا چیزایی شبیه اینا
بعد که منو میبینند میشناسند و ....اینجوری دیگه
بعد خودمم دوماه جلوتر اینکه بیاند خواستگاری تو خواب دیدمشون