بچه ها خواهرم از اتاقم رفت بیرون
بعد دراتاقم رو نبست
هی گفتم ببیند
گفت باشه میبندم یه لحظه الان میام
اقای این رفت تو خونمون دور زد و اینا
هی باز من گفتم بیا در رو ببندد
قصدش بود بعد از اینکه کارش تموم بشه درو ببند
خلاصه خودم پاشدم بستم
یهو از اتاقش اومد بیرون
از پشت در گفت عه یادم رفت درو بستی
گفت اره مجبور شدم نیومدی
گفت اشکالی نداره
دوباره درو باز کرد و باز بست 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
یاد پت و مت افتادم 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂