2777
2789
عنوان

ماه عسل جاریم

1900 بازدید | 64 پست

سلام دوستان خوبین یه چند وقت دیگه عروسی جاریمه بعداز عروسی قراره از طرف شرکت برادر شوهرم برن ماه عسل ویلا مجانی بهشون دادن و هرچند نفر بره مشکلی نداره 

حالا شوهرم اصرار داره ما و خانوادش همراه برادر شوهرم و جاریم بریم مسافرت ولی من دوست ندارم برم آخه ماه عسل باید زن و شوهر تنهایی برن چون موقع خودمم اجازه ندادن تنهایی بریم برا همین بیشتر جاریمو درک میکنم به نظرتون چه ترفندی به کار ببرم تا شوهرمو قانع کنم که باهاشون نریم آخه اول زندگیشونه هنوز بچه ندارن باید یه مسافرت تنهایی برن حقشونه

و اینکه در اصل خانوادش اخلاق خوبی ندارن و اصلا بهم خوش نمیگذره با اونا مسافرت رفتن و می‌دونم خیلی اذیت میشم به خصوص نگاه های بد مادرشوهرم وقتی بهم نگاه می‌کنه میترسم شاید خنده دار باشه ولی واقعا میترسم ازش 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چه عاقلی که درکش میکنی آفرین خوشمان آمد😘همینا رو به شوهرت بگو

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"

بگو من نمیام 

صادقانه و رک بگو سفر ماه عسل برای عشق و حال دو نفره است 

بگو من زمان ماه عسل ازرو به دل موندم صبحا بیدار شم صبحانه دو نفره آماده کنم بیام یپرم بغلت با عشق اسمتو داد بزنم از خواب بیدارت کنم و... بگو اما همه حسرت شد چون تنها نبودیم 

بگو نمی‌خوام این حال بد رو تکرار کنم 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792