2777
2789
عنوان

خشک شدن شیر

134 بازدید | 5 پست

من از اول شیرم کم بود براهمین کمکی شیر خشکم میدادم ولی تقریبا دوهفتس تغذیه شروع کردم تقریبا دوروزه شیرم خیلی کم شده داره خشک میشه در حد ۳۰سیسی از هردو سینه با شیر دوش تحریک میکنم لاکتاول میخورم ولی سایز سینم کم شده انگار مجاری شیری از بین رفته یجوری شدم حس افسردگی بهم دست میده😔

افسرده نباش، تلاشتو کردی نشد

من با اینکه مشکلی نداشتم و خیلی زیاد بود بچه م خودش از ۵ ۶ ماهگی دیگه اصلا نخورد. یه مدت ناراحت بودم ولی خب نشد دیگه نخورد چه کنم

الان ۱۰ ماهه که دیگه اصلا لب نمیزنه ولی خشک نشده! 

سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت " وقتی کسی عنوان و متن تاپیکش یکسان نیست، به خودتون احترام بذارید و جوابش رو ندید و اجازه ندید هر کسی بتونه گولتون بزنه و به هدفش برسه! خودتون براز خودتون ارزش قائل باشید 😘

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

افسرده نباش، تلاشتو کردی نشد من با اینکه مشکلی نداشتم و خیلی زیاد بود بچه م خودش از ۵ ۶ ماهگی دیگه ...

اخه من کادردرمانم یه مدت بعد بیمارستان میرم خودبخود شاید نمیتونستم شیر بدم ولی چون یهویی قطع شد ناراحت شدم عذاب وجدان گرفتم اخه هنوز نمیخواستم قطع شه خودشم یهویی شده 

ماله شما چجوری خشک نشده ؟

اخه من کادردرمانم یه مدت بعد بیمارستان میرم خودبخود شاید نمیتونستم شیر بدم ولی چون یهویی قطع شد نارا ...

چی بگم خیلی زیاد بود. یعنی اگه یه شب نمیخورد، صبح لباس و حتی روتختیم خیس میشد

سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت " وقتی کسی عنوان و متن تاپیکش یکسان نیست، به خودتون احترام بذارید و جوابش رو ندید و اجازه ندید هر کسی بتونه گولتون بزنه و به هدفش برسه! خودتون براز خودتون ارزش قائل باشید 😘

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز