من از اول شیرم کم بود براهمین کمکی شیر خشکم میدادم ولی تقریبا دوهفتس تغذیه شروع کردم تقریبا دوروزه شیرم خیلی کم شده داره خشک میشه در حد ۳۰سیسی از هردو سینه با شیر دوش تحریک میکنم لاکتاول میخورم ولی سایز سینم کم شده انگار مجاری شیری از بین رفته یجوری شدم حس افسردگی بهم دست میده😔
من با اینکه مشکلی نداشتم و خیلی زیاد بود بچه م خودش از ۵ ۶ ماهگی دیگه اصلا نخورد. یه مدت ناراحت بودم ولی خب نشد دیگه نخورد چه کنم
الان ۱۰ ماهه که دیگه اصلا لب نمیزنه ولی خشک نشده!
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
افسرده نباش، تلاشتو کردی نشد من با اینکه مشکلی نداشتم و خیلی زیاد بود بچه م خودش از ۵ ۶ ماهگی دیگه ...
اخه من کادردرمانم یه مدت بعد بیمارستان میرم خودبخود شاید نمیتونستم شیر بدم ولی چون یهویی قطع شد ناراحت شدم عذاب وجدان گرفتم اخه هنوز نمیخواستم قطع شه خودشم یهویی شده
اخه من کادردرمانم یه مدت بعد بیمارستان میرم خودبخود شاید نمیتونستم شیر بدم ولی چون یهویی قطع شد نارا ...
چی بگم خیلی زیاد بود. یعنی اگه یه شب نمیخورد، صبح لباس و حتی روتختیم خیس میشد
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "