لطفا اگه باور ندارین نیاید اینایی که میگن عین واقعیته ببینید من دانشجوام و خوابگاهیم بعد حالا تو اتاق مون اتفاق های عجیب و غریب میوفته مثلا وسایل ها و لباس هامون گم میشه بعد گاهی پیدا میشه گاهی نه بعد همه شون وضع مالیشون خوبه نیازی ندارن بعد یه چیزای گم میشه مثلا لباس زیر به درد کی میخوره آخه کی میتونه استفاده کنه بعد اوایل دوتا از دخترا میگفتن یه آدم سرتا پا سفید رو دیدن که موهاش سیاه بوده اومده رد شده ما باورمون نشد بعد دیروز که همه کلاس بودیم یکی از دخترا اتاق بود اونم گفت یکیو دیده یه لحظه رد شده در حالی که اون لحظه همه کلاس بودیم
اوناییم که با آدما در ارتباطن از اون مدل بد هاشونن، کافرن
شما مدام آیت الکرسی و چهارقل و قرآن بخون هیچیت نمیشه
الزاما هر نظری محترم نیست، نظر و تفکر داعشی ها و نازی ها محترم نیست، اساسا احترام برای نظر نیست، نظرات یا معتبر هستند یا معتبر نیستند، یا اگر بخواییم مبتلا به نگاه سیاه و سفید نشیم و تقسیم بندی خودی و غیرخودی توی ذهن مون شکل نگیره که نظر خودی معتبر و غیرخودی نامعبتره؛ میگیم هر نظری به درجاتی معتبره. احترام مال صاحب نظره، پس آدما محترمن ولی نظرات الزاما محترم نیستن، نظرات یا معتبرن یا معتبر نیستن، یا درجاتی از اعتبار رو دارن🙌. البته گاها ممکنه خودم مبتلا به همون دیدگاه سیاه و سفید یا خودی و غیرخودی بشم 😕🤦🏻♀️. ممنون میشم برای حاجتم صلوات بفرستین 🙏🏻🩷
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
منظورت چیه همه تون کلاس بودین بعد یکی ازون دخترا تو اتاق بوده و دیده درحالی ک همون لحظه دخترهم هم تو کلاستون بوده اصلا خودتم فهمیدی چی نوشتی دوباره بخون؟؟؟؟
اجنه که میبرن .مخصوصا لباس سفید.به خاطر همین میگن اگه پارچه سفید دارید بهش سوزن بزنید. ولی همیشه هم اجنه نیستن. اگه کتاب مربوط به ابلیس بزرگ رو بخونید متوجه میشید خیلی از شیطونک ها هستن که هر کدوم یه وظیفه ای داره .اونا هم اذیت میکنن.
آره بعضی جاها هست تو خونه مادرشوهر منم وجود داشت اوایل فکر میکردم شوخی میکنن یا میخوان بترسونن منو خلاصه شوهرم منو ک خواب میکرد بعدش خودش میرفت با دوستای مجردش نمیدونم چ غلطی کنن چون ک من محدود کرده بودم بعد ی شب ک منو خواب کرد و رفت خبر نداشتم یکهو بیدار شدم دیدم شوهرم کنارم نشسته و داره با گوشیش چت میکنه بهش گفتم چیکار میکنی اینوقت شب با گوشی گفت ک هیچی خوابم نبرده خلاصه بغلش کردم و خوابیدم بعد ک روز بعد گفتم اونوقت شب چرا بیدار بودی و با گوشی ور میرفتی گفت از چی حرف میزنی زده ب سرت خلاصه هردو فهمیدیم ک بعله جن بوده خلاصه مسلمان بودن و کاری نداشتن و فقط اعضای خانواده میدیدنش ترسناک نبودن مهمون براشون میومد جن برا جن ازون موقع دگ عادت کردم و نمیترسیدم
آره پارچه سفید عروس همسایمون ک یک هفته مونده ب عروسی و شب زفاف رو برداشته بودن از تو صندوقی ک فقط جای کلیدش خودش میدونس شب عروسیش ک باز کردن بدن ب عروس دیدن خونیه انگار انام ازین رسم و رسومات دارن جن ها. ولی خونه مامان اینا ی عالمه هست همه کافر و فقط آدمو اذیت میکنن ضرر میرسونن موقع مجردی یک جن عاشق داشتم خلاصه با بدبختی و کلی پول خرج کردن تونستم بکشمش ولی باز بعد فوت شوهر اولم اومد سراغم شبا خیلی اذیتم میکرد ب هرکی میگفتم باور نمیکردن یک شب رفتم خونه همسایه خوابیدم وقتی با چشاش دید ب خانوادم گفت از نزدیک دیدم این بیدار بود چشاش باز بود توشب همش میگفت ولم کن دست از سرم بردار پاتو بردار رفتم دیدم دخترتون راست میگه ک یک مردی شبا میاد باهاش نزدیکی میخواد بکنه و این کلودیا بخاطر دوس پسر داشتن نیس دوباره رفتم کلی اینور اونور پول خرج کردم گفتش ک وقتی موقعی ک مجرد بودی میخواستی بری حموم رفتی لخت مادرزاد جلو اینه یکم رقصیدی و چون خیلی سفید و خوش بدن بودی عاشقت شده و تو مجردی هرموقع خواستگار میومده نمیذاشته و مانع میشده الان ک شوهرتم فوت کرد این باعث و بانیش بوده این جن خیلی کافر و قدره کار هرکسی نیس ک اینو از تو جدا کنه برو پیش فلانی و فلان جا کار اونه فقط خلاصه رفتم و اونجا و اون آقا هم همینرو گفت و گفتش ک آره سخته خیلی و باید با هزار بدبختی از تو رهاش کنم جوری ک گفت دمر دراز بکش یک قمه خیییییلی بزرگ آورد و گفت باید همه کاری ک بکنم در آخر قمه رو محکم بزنم و یکم از سرشو تو بدنت فرو کنم کلی آیین و کتاب داشت و آیین رو انجام داد و برا اینک لشکر زیاد داشت و تو اتاق بودن منو پشت پرده برد اینکار و کرد خلاصه بعد اینکار هم دگ اذیت نمیشدم هم بعد یک هفته ب عقد همسر دومم در اومدم خیلی جن کافر و دیوانه بود هرکسی ک کبودی های بدنمو میدید فکر میکرد حتما کلی دوس پسر دارم و باهاشون معاشقه خشن دارم برا همین دگ اصلا خونه مامانم نمیرم مخصوصا شب و نمیمونم هروقت میرم نسبت ب خونه زندگیو شوهرم خیلی خیلی سرد میشم
چون جن ها عاشق انسان دختر مجرد خوش بدن و سفید و مو بلندن اللخصوص ک مث من ترانه عاشقانه بخونی با اون وضعیت و قر کمر هم بدی حالا من نمیگم قشنگم ولی دگ از نظر اون بودم