سلام پدر مادرم فوت شدن و تنها زندگی میکنم دختر موفقی هستم اما اصلا خواستگار ندارم ۳۴ ساله هستم خسته شدم از این تنهایی پدر مادرم بردارم نه ناراحتی اعصاب داشت کشته نمیدونم چرا خدا من و اینقد اذیت میکنه خسته اممم و کلافه
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
وقتی مشکلات رو اینجا بیان میکنی پس نظر خواستی. منم نظر بدی ندادم. گفتم سعی کن آدم صبورتر و آرومتری باشی. با پرخاشگری کسی به جایی نرسیده. ازدواج هم میکنی قطعا اما اخلاق بد طرفت رو میپرونه. میدونم شرایط سختی داشتی. حتما تاپیک دختر گرانبها رو بخون. شرایطش مشابه شما بوده اما الان بسیار زندگی متاهلی خوبی داره
نخیر بخاطر این گفتم که معرفی کرد ایدی طرف هم داد اما سر کاری بود
خب باشه. کسی در این فضا تعهدی نداره. والله توی فضای حقیقی هم گاهی کسی میگه میخوام بیام خاستگاری میگه و دیگه نمیاد. کار درستی نیست اما عصبانیت نداره دیگه.
حتما تاپیک دختر گرانبها رو بخون. اگه با دقت و از اول بخونی خیلی روت تاثیر میذاره. زندگی و تجربه واقعی یه خانمه با شرایط تقریبا مشابه شما. اما حالا تونسته خیلی موفق باشه. حتما حتما بخونش
حتما تاپیک دختر گرانبها رو بخون. اگه با دقت و از اول بخونی خیلی روت تاثیر میذاره. زندگی و تجربه واقع ...
گاهی از اینک اینقد دیده نمیشم کلافه میشم و عصبی خودم موقعیت بدی ندارم و تحصیل کرده هستم پدر مادر خوبی هم داشتم اما خب متاسفانه برادرم مریض بود منم در شرایط متشنج بزرگ شدم
گاهی از اینک اینقد دیده نمیشم کلافه میشم و عصبی خودم موقعیت بدی ندارم و تحصیل کرده هستم پدر مادر خوب ...
خب شرایطتت هرچی که بوده پیش اومده دیگه افسوس و حسرت کاری نمیکنه. باید عزت نفست رو بالا ببری. و یه چیزپ بهت بگم اولا که بهترین ازدواج نصیبت بشه اما بدون ازدواج خیلیییی هم چیز خاصی نیست. اگه یاد بگیری با خودت حالت خوب باشه این میتونه کمکت کنه وگرنه واقعا ازدواج چیز چندان مهمی نیست همون زندگیته با کمی بار مسئولیت بیشتر خوبه کتمان نمیکنم اما این نیست که اگه دختری ازدواج نکرد زندکیش به فنا رفته باشه. زندگیتو خودت بساز. انقدر همه خوشی هاتو منوط به ازدواج نکن