من تمام تحمل هام صبرامم کردم خیلی هم آدم صبوری بودم خیلی ولی یه چیز هر چقدر هم زیاد باشه یه روز تموم میشه صبرمنم تموم شده
هر چقدرم قوی باشی یه روز میشکنی سنگ هم باشی کنار رودخونه حتی آب میتونه با مداومت سوراخت بشکنتت
زندگی هم همینه غم و غصه مداوم هر کسی رو از پا میندازه
به نقطه ای رسیدم که چاره ای جز خودکشی ندارم ولی مشکلم اینه میدونم خودکشی چاره نیست فقط از عذاب این دنیا میرم توی عذاب اون دنیا
دیوونه شدم به معنی واقعی مشکل روانی پیدام کردم
افسرده شدم دیگه توان خیلی کارا رو ندارم
فاصله ای با نابودی ندارم خدا اگه نجاتم نده نابود میشم هم این دنیا رو از دست میدم هم اون دنیا رو