2777
2789
عنوان

با گریه دارم مینویسم یه لحظه بیاید

| مشاهده متن کامل بحث + 604 بازدید | 52 پست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

پشتوانه داری؟ 

نه.فقط خدا رو دارم.

نه برادری نه پدر و مادری..بخاطر شرایط خونوادگیم و بی پناهیم فریب حرفاشو خوردم..هر سری بخشیدم..

اما دیگه برام با تعفن فرق نداره..نه هم جنس بازه نه دختر باز..همه ی کثافتو باهم داره..ته مونده خور دوس دخترای همه هم هست..یه بدکاره ی به تمام معناس..

خدا انروز عقوبتش کنه اینقد این خائن راست راست راه نره..

اون سری نفرینش کردم شب عزراییل اومده بود به خدابش می گفا جونمو  داشت می گرفتا د تمدم بددم یک لحظه صدای حضرت زهرا زدم گفتم زنم هیشکه رو حز من نداره توی دنیا بخاطر تو یه مهلت بهم دادن..گفت اون لحظه فقط همین به فکرم رسید.اما این خوابم متحولش نکرد.

فقط فکر آوارگیم توی این دنیای کثیف و پرنفاق و دروغم.می خواستم برم غسالخونه از همه دل بریدم دیکه به هیشکه هم اعتماد ندارم گفتم برم غسالخونه اما اونجا هم دردسرای خودشو داره..کل این دنیا یک جا ندارم..فقط خدا و مقربینش..

هر روز از زیر قرآن ردش می کردم..همیشه هم کثافاتش علنی می شه بی صفت.خدا رسواش می کنه میشم بس خدانشناسه..بس وقیحه..فک می کنه خدا نمی بینه..اما خدا رسواش می کنه میگه ببین می بینم و می تونم..چون وجدان نداره همیشه رسواس.

این سری مچشو گرفتم داشت با دوس دختر ته نونده ی یکی لاس می زد فکر نمی کرد من پشت سرشم و صداشو هم زده بود روی بلندگو.پشت در کوچه بودم ..بعد که دیدم و شنیدم توی کوچه پوکوندمش..البته اونقد بی حیاس و بی آبرو که نمیفهمه و تا وقتی خدا نزنه بترکونش باز ادامه می ده.عزراییل گوشیشو بگیره ثبت کنه..فقط منتظرم قبل طلاقم ببینم عقوبتشو جگر پاره م التیام بگیره مهلتش تموم بشه این انگل منافق کثیف تر از هر کثیف..

چقد مچشو حتی با پسرا گرفتم..هر سری بخشیدم گفتم عاقبت بخیر بشه اصلاح بشه..اما دیگه حالم بهم نی خوره..اگه باهاش بمونم از نفرت تکه تکه می کنم اون قلب نجسشو که این چندسال شکوندم بس خیانت کرد..اگر تیپ و قیافه هم داشت زورم نمی گرفت و یه چیزی بود..ای خدا!به زینبت قسم کمکم کن این یزید سرتاپا نجاستو امروز به عقوبتش برسون. خدایا اگر عموی شهیدش پیشت قداستی داره نابودش کن.بحق اون جدش که بویی از مرام و راه و سیره ش نبرده این ابولهب کثیف

نه.فقط خدا رو دارم. نه برادری نه پدر و مادری..بخاطر شرایط خونوادگیم و بی پناهیم فریب حرفاشو خوردم.. ...

عزیزدلم هیچ راهی جز صبر کردن نداری ولی بدون انما یوف الصابرون اجرهم خدا پاداش صبر کنندگان رو بدون حساب کتاب میده 

واسه خودت یه کاری پیدا کن بعد طلاق اواره نشی طلا داری بفروش پول هرچی داری بفروش یه جارو اجاره کن و کار کن اولاش سخته ولی با کمک خدا تو میتونی 

شاید هم با شنیدن کلمه طلاق درست شد 

از خدا میخوام هرچیزی ک بهترینه واست رقم بخوره 🫂❤

غم من کم بود خیلی برای شما ناراحت شدم معلومه خیلی ناراحتید 😔😔😔

آبجی با این که خیلی داغونم یه چیزی بگم حالت عوض بشه..

این ناشوهر کثیف خائن و نجسم نه تیپ داره نه قیافه جذابی.البته از قیافه ایراد نمی گیرم یعنی می گم جذاب نیست که دنبال کثافته..پسر خوشگلم زیاد تور می کنه،،جدای دختربازیش..پسر خوشگلای هم جنس باز یا دخترای هرزه..کلا انگله و کنه ها رو جمع می کنه..

یه مورد از تیپش نه دو مورد رو بگم نمی دونی دق کنی یا بخندی..

اوایل ازدواجمون بود گفتم بریم پاساژ خرید کنیم..پاساژ لوکس و باکلاسی بود می خواستم یعنی دنبال یک مانتو خاص بودم باید می رفتم اونجا و واقعا هم خریدمش همون که می خواستم.

خلاصه ماشینو پارک کردیم چند کوچه پایین تر از خیابون پاساژ،سوار شدم توجه نکردم چون لباساشو گذاشته بودم دم دست و کفش و اینا گفتم می پوشه.. به جای کفش یا دمپایی چرمی رفته بود دمپایی آبی توالت حیاطو پوشیده بود بس گیج می زنه و فقط فکرای دیگه داره..جوراب سفیدم پوشیده بود سر انگشت بزرگش هم پاره بود..توی ماشینم پرسیدم این چیه پوشیدی دمپایی ابی گفت کفشمو آوردم.

خلاصه پیاده شدیم گفتم کفشتو بپوش بریم..گشت کفششو هم یادش رفته بود بیاره..

اونقد اعصابم خورد شد..

گفتم واای با این دمپایی پوکیده ی توالت می خوای بیای..اونقد عصبانی بودم..گفتم لااقل جوراب سوراخ چرا پوشیدی اینو در بیار..گفت می خوام همین جوری بیام می خوای بیا نمی خوای نیا..شخصیتی هم برای خودش قائل نیست..بعد گفت ای وااای کیفم توی صندوق عقبه..ممکنه دزد بیاد توی کوچه در صندوق عقبو باز کنه مدارکو و کیفمو ببره.کیفش چی بود خواهر؟کیف سامسونت..

خب حالا فک کن با مردی داری می ری خرید پاساژ لوکس مردی البته نری با دمپایی آبی پوکیده توالت با جواراب سفید سوراخ در سر انگشت بزرگ با کیف سامسونت..

اون لحظه فقط نمی دونستم دق کنم یا بخندم..یک چشمم خجالت یک چشمم خنده..چه جوری شرح بدم حال دلمو و احوال اون لحظه مو..

فقط نگاش می کردم دق و خجالت بعد یه دفعه از اون تیپ نامتناجسش از درون می ترکیدم از خنده توی دلم.


باز یکبار دیگه..

عزیزدلم هیچ راهی جز صبر کردن نداری ولی بدون انما یوف الصابرون اجرهم خدا پاداش صبر کنندگان رو بدون حس ...

نه بابا تا حالا ۴۰ بار تا طلاق رفتیم حتی پرونده مون هم بازه..

طلا فقط یک انگشتر دارم.مهریه م هم یک سکه به نیت خداس.هیچیم به نامم نیست..فکر دنیا نیستم فکر آوارگیمم.

دیگه صبرم پیش صبرم کم آورده دیگه عقم می گیره ازش وجود متعفنشو نمی تونم تحمل کنم..خدا کمکم کنه ..خداااا..خدا جونم..صاحبم خداست..پناهم خداستت..دعا کن برام اواره ی دنیا نشم نرگ برام بهتره تا اواره ی دنیای کثیف بشم.تمام گنجینه م عفت و حیامه.می ترسم از نگاه ها و کلام های آلوده و آوارگی.اما دیگه اگه بمونم خودم خون نجسشو می ریزم توی دعوا.نمیخوام به این جا بکشه.اینقد بیزارم ازش و ..

خدا کنه گشایش خیر الساعه بشم از جانب خدا.دعام کن

آبجی با این که خیلی داغونم یه چیزی بگم حالت عوض بشه.. این ناشوهر کثیف خائن و نجسم نه تیپ داره نه قی ...

باز یک بار دیگه توی دعوا مرتم کرد پاهام شکست داشتیم می رفتیم بیمارستان عکس بگیریم..خونه کفش داشت دمپایی چرمی ش کانل یک لنگه ش پاره شده بود..هر چی گفتم کفشتو بپوش گفت می خوام با همین دمپایی پاره بیام به تو چه..

منم گفتم خب روم نمی شه توی بیمارستان باهات اینجوری راه بیام..باز یک جوراب سفید و دمپایی یک لنگه پاره..کشون کشون راه می رفت.. گفتم چرا خجالتم می دی..گفت تو مشت سرم بیا..منم پشت سرش راه افتادم سمت اتاق عکس..فقط نگاش می کردم نمی دونستم اون لحظه دق کنم یا بخندم..

۴۰ روز پاهام توی گچ بود بعد رفتم ۲جفت دمپایی چرمی فومی براش خریدم..پرچلی از سر روش نی ریزه و همش دنبال نجاسته این مرکب شیطان.

اگه تیپ و قیافه ایی هم داشت زورم نمی گرفت اینقد کثیف و خائن بود.

دعات میکنم عزیز دلم 

ممنونم.تو رو خدا دعام کنید.خیلی بی چاره ام.دعا کنید خدا بهم نگاه ویژه کنه و اینو انروز عقوبت کنه..همینطور که این چندسال پیمونه ی صبرمو پر کرده از خیانت و فحاشی و کتک

آبجی با این که خیلی داغونم یه چیزی بگم حالت عوض بشه.. این ناشوهر کثیف خائن و نجسم نه تیپ داره نه قی ...

باز یک بار دیگه توی دعوا پرتم کرد پاهام شکست داشتیم می رفتیم بیمارستان عکس بگیریم..خونه کفش داشت دمپایی چرمی ش کانل یک لنگه ش پاره شده بود..هر چی گفتم کفشتو بپوش گفت می خوام با همین دمپایی پاره بیام به تو چه..

منم گفتم خب روم نمی شه توی بیمارستان باهات اینجوری راه بیام..باز یک جوراب سفید و دمپایی یک لنگه پاره..کشون کشون راه می رفت.. گفتم چرا خجالتم می دی..گفت تو پشت سرم بیا..منم پشت سرش راه افتادم سمت اتاق عکس..فقط نگاش می کردم نمی دونستم اون لحظه دق کنم یا بخندم..

۴۰ روز پاهام توی گچ بود بعد رفتم ۲جفت دمپایی چرمی فومی براش خریدم..پرچلی از سر روش می ریزه و همش دنبال نجاسته این مرکب شیطان.

اگه تیپ و قیافه ایی هم داشت زورم نمی گرفت اینقد کثیف و خائن بود.

چشم دعات میکنم عزیز دلم💗

چشمات بی بلا.خدا برات خیر کثیر بخواد.برام استغفارم کن.اگه زیارتی جایی رفتی هم یادم کن.از غریبی و آوارگیم بگو دعام کنن..قبلا یک بار برای طلاق رفتم دنبال کار...

نمی دونی حتی قم رفتم چقدر پیشنهادای بی شرمانه بهم شد چقدر کلام و نگاه های آلوده..فکر نون شبم نیستم فقط فکر آبرو حیامم.و فقط دیگه نمی تونم این جا هم بمونم.نونش برام حرامو این عین نجاست.خدا بحق غریبی امام هشتم کمکم کنه..

حالا فکر وکیلم انگسترم بفروشم بدم برای تقاضای عسر و حرج..کاش حتی قبل گرفتن وکیل خدا عقوبتش کنه نگن زن نطلقه م بگن زن بیوه م ..حتی فلج بشه سکته کنه بره کمای ابدی حاضرم تمام کاراشو کنم و ذره ذره آب شدن و نابودیشو ببینم و بهش بگم چقد خوشحالم یزید کثیف..ببین خدا عقوبتت کرد..و نابودی و مرگشو خودم ببینم 


چشم دعات میکنم عزیز دلم💗

ببخش خواهر.از دردام گفتم.اما دعام کنید خدا رهام نکنه...مرگ با عزت برام بهتره آوارگیه و بی عزتیه در این جامعه ی کثیف الوده ی قبل ظهور.هر جا می ری برام دعا کن و استغفار.خدا صدبرابرش بهت خیر بده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز