نامزد بودیم با شوهرم
البته قبلش دوست بودیم تایم نامزدیمون خیلی کم بود
رفته بودیم خونه پدرشوهرم اینا
داشتیم خریدای عروسی رو میکردیم
من رفتم تو اتاق یه کم استراحت کنم
شوهرمم اومد
داشت بوسم میکرد مادرش فک نمیکرد شوهرمم اونجا باشه فک میکرد تنهام
یهو اومد تو اتاق
بعد سریع برگشت گفت یا الله😂😂😂😂
انقد خجالت کشیدم😶😂