2777
عنوان

رمانم چطوره؟

54 بازدید | 2 پست

میخام رمان بنویسم

رمانم اسمش انتقام هست

درمورد دوتا خواهر برادر هست که اونا بعد از سپرده شدن به پرورشگاه توسط مادرشون بخاطر دلایلی از پرورشگاه فرار میکنن وقتی فرار میکنن دختره برای محافظت از برادر کوچیکترش شروع به گل فروشی میکنه و .....


سال ۲۰۲۴(زمان حال):شب بود...خیابونای شهر مثل هر روز نبود،شلوغ تر از هر روز من بود...خیابونای که من هر روز،هرشب،هر ساعت،هر دقیقه و حتی هرثانیه خدا خدا میکردم تا مردماش فقط...فقط یه گل از من بخرن تا بتونم شکم برادرم(لوئیس)رو سیر کنم ...

اما الان دیگه نه برادری واسم مونده و نه من،من قبلیم...من الان حتی دیگه از خیابونای شلوغ هم خوشم نمیاد،درواقع متنفرم از خیابونای شلوغ!!!

شاید...شاید که نه من دقیقا از وقتی لوئیس رفت اینطوری شدم.اون همه چیز من بود...همه چیز برمیگرده به یکم سپتامبر ۲۰۱۴.اون موقع من ۱۱سالم بود و برادرم فقط ۴ سالش بود...هرچی با خودم کلنجار میرم بیشتر نمی‌فهمم چطوری تونست همچین کاری رو با برادرم بکنه اون فقط ۴ سالش بود...۴ سال!!!

یکم سپتامبر ۲۰۱۴:

.

.

.


اینجا هم شروع میکنم از اون زمان حرف زدن فعلا تا اینجا نوشتم

چیزی که خیلی باورش دارم اینه که:                              هیچوقت هیچکسُ واقعا نمیشه شناخت 

عالیه موضوعش وقتی مینویسی کجا میزاری که ما هم بخونیمش

وقتی تموم کردمش ایشالا به چاپ میرسونم ولی اگه تو جایی گزاشتم بهتون خبر میدم بخونید

چیزی که خیلی باورش دارم اینه که:                              هیچوقت هیچکسُ واقعا نمیشه شناخت 

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
داغ ترین های تاپیک های امروز