سلام خانوما
یه آقایی حدود سه ساله که به شدت عاشق منه چند بار اومده خاستگاری بارها ابراز علاقه کردا کلی هدیه و ... خلاصه این قبیل کارها ولی من فهمیدم هیج تفاهمی با این آقا ندارم یعنی اصلا
من بارها گفتم نمیتونیم باهم باشیم هر چند یه وقتایی بخاطر ابراز علاقه هاشون کارهایی که واسم میکرد یه حس خوبی بهش داشتم ولی خب در نهایت گفتم نمیشه و تمام
حالا سه شب پیش من خواب دیدم این آقا داره در گوشم به چیزی زمزمه میکنه من مدام در گوشم و میگرفتم ولی نمیشد که نمیشد صداش میپیچید تو گوشم و تو خواب احساس میکردم انگار داره ئه چیزی رو بهم تلقین میکنه فرداش که بیدار شدم گفتم بیخیال ولی شب سه حس بدی داشتم و به شدت دلتنگش بودم شدید و احساس خفگی میکردم و فقط از خدا میخاستم خدایا برسونش از اون شب تا حالا وسط کتفم یه دردی دارم و رونام درد میکنه و اجازه نمیده بخوابم واسم تعجبه که چرا اینجور شدم و امروز یهویی اون خواب یادم افتاد