2789

من چند بار گیر کردم یبار یازده شب با خواهرم رفتیم دفترش . ساختمون تجاری بود هیچکس نبود منه بدبخت گیر کردم کل مدت انقد خواهرم اون بیرون چرت و پرت گفت از خنده مردم تا اتش نشانی اومد درم اورد 

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

من نزدیک نیم ساعت گیر کردم اونم با دختر کوچولوم خفگی نبود گرمای خیلی بدی بود جفتمونم قرمز شده بودیم نفس برمیگشت و اون تاریک شدنشم برای دخترم خیلی ترس داشت ولی تو بغلم آرومش میکردم با نور گوشی نشستیم تا اومدن کمک

چای گیجی وسط کافه ی دنیا بودم قند لبخند تو پیش همه محبوبم کرد دور کردند تو را تا که مرا سرد کنند تلخی بی کسی ام قهوه ی مرغوبم کرد...

تو آسانسور هرچقد هم که بمونی آدم خفه نمیشه. هیچ اتفاقی هم نمیفته فقط خیلی حس بدیه

هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر -آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم - هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر - رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر - (مولانا)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز