خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
طاقت بار فراق این همه ایامم نیست
سعدی ز فراق تو نه آن رنج کشیدست
کز شادی وصل تو فرامش کند آن را
بازآ که در فراق تو چشم امیدوار
چون گوش روزهدار بر الله اکبر است
گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست
همچنانش در میان جان شیرین منزلست
ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست
گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست
(سعدی)