چه جالب
من زیاد خواب هام یادم نمی مونه ولی بیشتر اوقات اتفاقات بهم الهام میشه ادعای حس ششمی ندارما ولی هر وقت خود به خود یکی از نزدیکا یا اقوام میاد تو فکرم بعدش یه خبری ازش میره
مثلا همین امروز دایی شوهرم که خیلی خیر و مهربون هم هست اومد ذهنم یهو یه حسی بهم دست داد به شوهرم گفتم چند وقته از داییت خبری نیست فکر کنم مریض باشه دو ساعت بعد مادر شوهرم به شوهرم با گریه زنگ زد گفت داییت سکته کرده
این یه مورده فقط اینقدر از این اتفاقا میوفته برام که دیگه به هرکی فکر می کنم تپش قلب میگیرم اصلا این حسو دوست ندارم برام آرامش نمونده