این تاپیک صرفا یه درد و دله ،متوجه نشدین چیزی ازش رد بشید ،مرسی ☘️
امروز ۱۸ امه ،قرار بود نتایج بیاد ،نتایج یه امتحان مهم ...
استرس دارم و فکر میکنم اسمم نیست دیگه ...امتحانی که با دارسی پشت. سر هم نشسته بودیم و الان حس میکنم میدونه نتایج رو ...
امروز دارسی برخلاف من خوشحال و شادان بود ،مثل هم صورتی پوشیده بودیم و عجیب تو دید میزد همه چیز ...عجیب دلم تنگ شده برای چت هامون ،درست یک ماه و یک هفته و یک روز از آخرین چتمون گذشت ...من فقط این یادمه ...هیچوقت نفهمیدم حسشو به خودم که چیه !
از یه طرف میدونن دوستاش ،از یه طرف هوامو دارن ،حرفاش و ...ولی این دوری الانش که منو از همه جا میرونه غیر قابل درکه ،دلم میخواد یه روز تلافی کنم ،دلم میخواد حرفامو بکوبمونم تو صورتش ،دیدین یه نفر رو دوست دارین و در عین حال ازش متنفرین ،من تو اون حالتم ...