عین چی خودمو میپوشوندم
پسرا میخندیدن اخم میکردم
فک میکردم هر چی اخموتر یعنی متین تر(دیگه نمیدونستم یعنی متحجر تر)
اینکه توقع داشتم اگه کسی ازم خوشش میاد صاف بره با خونوادم صحبت کنه و اصلا رو نشون نمیدادم...طفلکا عقب عقب برمیگشتن
درصورتیکه الان اصلا موافق نیستم
و سه چهار سال پیش که وارد یه فضای جدید کاری تو منطقه یک شدم...دیدم سلامت اخلاق صرفا چیزی نیست که مورد تایید کنه...خیلی اصول دیگه داره